معرفي كتاب "نامش محمد بود"

«نامش محمد(ص) بود»

پدیدآور: سیدمهدی آیت اللهی

ناشر: مدرسه

تعداد صفحات: ۳۲

گواهی می‌دهم که جز او خدایی نیست و محمد بنده و پیامبر اوست ...

سحر نزدیک می‌شد و افق آسمان مکه انگار از این نور اسرار آمیز روشن و روشن‌تر می‌شد. در این خانه خبری بود. کسی به دنیا می‌آمد. کسی که در آینده‌ای نه‌چندان دور باید سرنوشت انسان‌ها را دگرگون می‌کرد.

کتاب «نامش محمد بود» مروری است گذرا بر زندگی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آل وسلم، از تولّد تا وفات. نویسنده تلاش کرده است به اختصار، مهم‌ترین فرازهای زندگی آن حضرت را برای کودکان و نوجوانان تبیین کند.

در این کتاب زیبا، توصیفاتی از ولادت پیامبر(ص) و اتفاقات و شگفتی‌های طبیعی همزمان با آن نقل می‌شود. دوران کودکی و آموزش وی نزد حلیمه، درگذشت آمنه (مادر گرامی حضرت) و جدّش عبدالمطلب، همزیستی با مردم مکّه و تأمّل و درنگ در باورها و نوع زندگی آن‌ها. در این زندگی‌نامه داستانی، به شرح سفر آن حضرت به همراه ابوطالب و دیدار با راهب مسیحی و پیشگویی‌های وی درباره نبوّت حضرت اشاره می‌شود. اشتغال به تجارت و آشنایی با خدیجه، بانوی سرشناس مکّه و ازدواج با او، آغاز وحی و دعوت مردم به اسلام، هجرت از مکّه به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، ماجرای غدیر خُم و اعلام جانشینی و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و سرانجام رحلت ایشان از موضوعات مهم کتاب است. یکی دیگر از نکات مهم کتاب حضور امیرالمؤمنین علیه السلام است که در مقاطع گوناگون زندگی پیامبر صلی الله علیه و آل وسلم در این کتاب به چشم می‌خورد. تصویرگری جذاب کتاب نیز که در جای جای متن آن خودنمایی می‌کند، همراهی نقش و کلمه را به زیبایی هرچه تمام به نمایش می‌گذارد.

 

معرفي كتاب: ستون 1453

«ستون ۱۴۵۳»

پدیدآور: مسلم ناصری

ناشر: کتاب جمکران

تعداد صفحات: ۱۳۵

 

نویسنده کتاب تاریخ‌دان است و تاریخ را دستمایه داستان نویسی‌اش کرده و در این رمان درباره پیاده روی نجف تا کربلای اربعین با عبور از مرزهای مکان و زمان مسائل روز جامعه را پاسخ می‌دهد. ستون ۱۴۵۳ نام آخرین ستون مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلاست که به حرم سیدالشهدا علیه‌السلام منتهی می‌شود. اما این ستون وجود خارجی ندارد و اشاره‌ای است به بارگاه حضرت اباعبدالله علیه‌السلام.

ادامه نوشته

كتابخوان مهرماه 1399

کتاب‌های «لمس بام دنیا»، «من امام رضا(ع) را دوست دارم»، «نامش محمد(ص) بود»، «ستون ۱۴۵۳» و «مردی به رنگ پرتقال: زندگینامه‌ی داستانی شهید سیدموسی نامجو»  از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به عنوان منابع طرح کتاب‌خوان مهرماه ۱۳۹۹ معرفی شدند.

 

طح كتاب‌خوان مهرماه 1399

معرفي كتاب: ماموريت در قصر

«مأموریت در قصر»

پدیدآور: سعید محمدی

 ناشر: جمکران

تعداد صفحات: ۱۹۶

«مأموریت در قصر»، حال و هوای تاریخی دارد. علی بن یقطین یکی از یاران امام کاظم (علیه السلام)، مشاور بزرگ هارون چنان نفوذی بر خلیفه دارد که هیچ کس نمی تواند او را کنار بزند. در حالی که از شیعیان درجه اول امام هفتم است، منصب وزیر اعظم را دارد و سعی می‌کند در عین پرده‌پوشی و تقیه، ارتباط بین خودش و امام و شیعیان را حفظ ‌کند و بتواند نسبت به انجام وظایف خود در راستای حمایت از شیعیان اقدام کند.

علی بن یقطین دست از اعتقاداتش بر نمی‌دارد. رفتارهای او و ابن‌حمزه و دیگر شیعیان امام کاظم (علیه السلام)، بدون کم و کاست نقل شده است. عملکرد کمتر شنیده شده و بسیار جالب توجه امام موسی کاظم(علیه السلام) در این داستان، ما را با این امام همامِ کمتر شناخته شده بیشتر آشنا می‌کند.

این رمان در سه فصل، متشکل از بخش های مختلف روایت می‌شود و ساختار یکپارچه و پرتعلیق آن، مخاطب را تا انتهای رمان با خود همراه می‌کند. از جذابیت‌های این اثر، تصاویر مرتبط با مطالب کتاب است که رغبت خواننده را به مطالعه، بیشتر می کند.

این کتاب، داستانی پر از درس، لذت، هیجان و عبرت‌های زیبای تاریخی است. راویِ دانایِ کل در این داستان با نگاهی موشکافانه، مخاطب خود را از خیابان‌های شهر تازه تأسیس بغداد می‌گذارند و لایه‌های این شهر هزار فرقه را نشان می‌دهد.

در تاریخ اسلام جوانمردانی همچون علی بن یقطین که با زیرکی، تدبیر و شجاعت خود برای اعتلای دین اسلام و اجرای دستورات امام زمان خود تا عمق موقعیت دشمن نفوذ می‌کردند، وجود دارند، اما متاسفانه در لابه‌لای نوشته‌های تاریخی مخفی مانده‌اند.

معرفي كتاب: ازدواج چگونه؟

« ازدواج چگونه؟ آشنایی با مهارت‌های همسرگزینی»

 پدیدآور: محمدجعفر غفرانی

ناشر: قرآن و اهل بیت نبوت(ع)

 تعداد صفحات: ۲۰۰

مقوله ازدواج در دین اسلام از مستحبات مؤکد است و احادیث بسیاری از حضرت رسول اکرم و اهل بیت مکرّم آن حضرت (سلام الله علیهم) در مورد اهمیت و ضرورت ازدواج  نقل شده است. علم روز نیز بر اهمیت ازدواج در سلامت روحی و روانی فرد و جامعه تأکید ویژه دارد.

در جامعه امروزی ازدواج از تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، تأثیر گرفته و جوانان به بهانه‌ها و دلایل  مختلف از این امر مهم سرباز می‌زنند و یا ازدواج‌های صورت گرفته به سرانجام درستی نمی‌رسد.

کتاب «ازدواج چگونه» با عناوین ضرورت آموزش عشق و ازدواج، آماده‌سازی و زمینه‌سازی برای خروج از خانواده، شناسایی اولویت‌ها و معیارهای انتخاب همسر، نکات مهمی در زمینه مراسم و روابط اولیه، آغاز همسرداری، ورود به خانواده و ریشه‌های اختلاف، در ۶ فصل به بیان جزئیات انتخاب در ازدواج و مهارت‌های همسرگزینی می‌پردازد.

متن کتاب ساده و صمیمی است. این ویژگی صمیمیت نویسنده و نزدیکی او با خواننده، لذت خواندن را چندین برابر می‌کند. این کتاب از مجموعه کتاب‌های چهاردیواری در کف آسمان است که توسط محمدجعفر غفرانی نوشته شده است.

 

معرفي كتاب: هزار و سيصد و هجده

کتاب «هزار و سیصد و هجده» خاطرات و روزنوشت‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای است که دوره‌های تاریخی گوناگونی از کودکی، نوجوانی، اوضاع خانواده، دوران مبارزه، ریاست جمهوری و رهبری ایشان را  دربر می‌گیرد؛ حوادث مهم تاریخی و ارتباط ایشان با شخصیت‌ها و به خصوص خاطراتی از امام خمینی (ره). ذکر رویدادهای مهم تاریخ معاصر از زبان رهبر انقلاب اسلامی و بیان جزئیاتی که در کتب تاریخی به آن پرداخته نشده است، بر جذابیت این اثر می‌افزاید.

 کتاب ۱۳۱۸ را می‌توان خلاصه‌ای از دفتر خاطرات مقام معظم رهبری نامید که متن تصویری و گویای آن، هم‌چون یک فیلم داستانی، از مقابل چشمان خواننده می‌گذرد. روایتی جذاب و خواندنی از ۱۳۱۸ تا بهار ۱۳۹۵.

هر کدام از خاطرات این کتاب عنوانی دارد که خبر از موضوع آن خاطره می‌دهد. برخی از بیانات و مطالبی که در این کتاب ذکر شده، مربوط به جلسات خصوصی ایشان با اشخاص و در ادوار مختلف تاریخی است. سادگی و ایجاز و اختصار این خاطرات، گیرایی و جذابیت موضوعات را دو چندان کرده است. درس‌های بسیار آموزنده‌ای از برگ برگ این کتاب خاطرات می‌توان فرا گرفت. درس‌ها و ناگفته‌هایی که با اشک‌ها و لبخندها همراه هستند و روزهایی را زنده می‌کنند که هرگز در هزارتوی تاریخ گم نخواهد شد.

معرفي كتاب

  

کتاب «فروغ ابدیت: تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم(ص)» تاریخی روشن و گویا از زندگی پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) است که براساس مهمترین و کهن‌ترین مدارک تاریخی اسلام تهیه شده است. 

درباره زندگانی پیامبر اسلام(ص) به عنوان بزرگترین پیشوای بشر، کتاب‌ها و رساله‌های زیادی نوشته شده است. اگر مجموع کتاب‌هایی را که در این باره نوشته شده‌اند، در یک‌جا جمع کنیم، کتابخانه عظیمی را تشکیل می‌دهد. به‌طور قطع و یقین، می‌توان گفت که هیچ بزرگی بسان حضرت محمد(ص)، مورد توجه تاریخ و قلم نویسندگان و مغز متفکران عالی‌قدر بشر قرار نگرفته و درباره هیچ‌یک از بزرگان و شخصیت‌های جهان، این اندازه کتاب نوشته نشده است.

به اعتقاد نویسنده، «بیشتر این کتاب‌ها، یکی از دو اشکال را دارد: یا کتاب به‌صورت وقایع‌نگاری و بیان متون حوادث تاریخی است، بدون این که در آنها تجزیه و تحلیل و داوری صحیح و بررسی انجام بگیرد، حتی گروهی از بیان علل و انگیزه رویدادهای اسلامی و نتایج و ثمرات آنها نیز پرهیز کرده‌اند؛ و یا این که یک سلسله حدسیات بی‌اساس و اجتهادهای بی‌دلیل، به عنوان قضاوت بررسی، و قضاوت با بیان حوادث آمیخته شده، و به نام کتاب تحقیقی - تاریخی در اختیار علاقه‌مندان تاریخ اسلام گذارده شده است.»

آیت‌الله سبحانی در کتاب «فروغ ابدیت: تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم(ص)» به این اشکال‌ها، چنین پاسخ می‌دهد: «اشکال دسته نخست این است که: هدف از تاریخ وقایع‌نگاری و بیان متون قضایا نیست؛ بلکه تاریخ، نگاشتن صفحات حوادث از روی مدارک و منابع صحیح اطمینان‌بخش و نمایاندن علل و نتایج و ثمرات آنهاست و تاریخ به این معنا، بزرگ‌ترین گنجینه‌ای است که از گذشتگان به یادگار مانده و چنین تاریخی درباره بزرگ‌ترین پیشوای بشر کمتر نوشته شده است و بسیاری از مورخان اسلامی برای حفظ متون حوادث، از هرگونه اظهارنظر و تجزیه و تحلیل خودداری کرده‌اند. در صورتی که این پوزش برای توجیه این کار کافی نیست، زیرا آنان می‌توانستند برای حفظ این هدف، دو نوع کتاب بنویسند: کتابی را به بیان متون تاریخ اختصاص دهند و از هر نوع اظهار نظر و تجزیه و تحلیل بپرهیزند و در کتاب دیگر، حوادث را با تجزیه و تحلیل صحیح، بنگارند، و یا در یک کتاب نظرات و تحلیل‌ها را از حوادث و قضایای تاریخی جدا سازند... قسمت دوم این کتاب‌ها، اگرچه به صورت «وقایع‌نمایی» نوشته شده‌اند، و رنگ تحقیق و بررسی را دارند؛ ولی از آن جا که برخی از آنها به خود رنج تتبع نداده و به اتکای مدارک غیر متقن و ترجمه‌های غیر صحیح «وقایع نمایی» کرده‌اند، دچار اشتباهات حیرت‌انگیزی شده‌اند. اکثر نوشته‌های خاورشناسان، که کمتر برای درک حقیقت و کشف واقع نوشته می‌شود، از این نوع هستند.»

معرفي كتاب...

 

قدش متوسط بود. چشمهاي قهوه اي درشتش باهوش مي نمود. موهاي طلائي مايل به قهوه اش ، همرنگ ابرواني بودند كه با انحناي زيبايش صورت گردش را خواستني تر مي كردند. تازه از هواپيما پياده شده بود و به طرف سالن فرودگاه مي رفت. عاقله مردي كه در هواپيما بغل دستش نشسته بود، با خودش فكر كرد...

معرفي كتاب...

 

مرد بينوايي بود كه رنج مي كشيد؛ ناني در مي آورد. اين مرد پسري داشت پيش از آن كه پسر بزرگ شود و بتواند كاري از پيش ببرد به پدر گفت:  

پدرجان مي خواهم كار كنم 

پدر گفت: تو هنوز بچه اي و نمي تواني!  

-تا آنجا كه بتوانم ، كار مي كنم. 

مادرش ناني برايپ پخت توي كيسه گذاشت و با خداحافظي روانه اش كرد. 

پسر رفت و رفت تا به سر چاهي رسيدگرسنه بود . نان را از كيسه درآورد و نصفش را خورد. پس از خوردن نان، رفت آبي بخورد چون هنوز گرسنه بود بي اختيار گفت اي واي 

ناگهان از توي چاه يك آدم كوچكي درامدكه....

اين چند كتاب...

معرفي كتاب...

 

حر بن يزيد رياحي نزد عمر بن سعد رفت و گفت : آيا تو واقعا ميخواهي با اين مرد بجنگي؟ 

عمر بن سعد گفت: آري به خدا قسم ! جنگي خواهم كرد كه كمترين چيز آن جدا شدن سرها از پيكر و دست ها از بدن باشد/ 

پس از اين ، حر از عمر بن سعد جدا شد و نزد سربازانش ايستاد ، در حالي كه بدنش مي لرزيد، در اين حال مهاجر بن اوس به او گفت : به خدا سوگند!كار تو مرا به شك انداخته است ، اگر از من درباره شجاع ترين مرد كوفه سوال ميشد، من تو را معرفي مي كردم، پس اين چه حالت است كه در تو پيدا شده است؟...

تازه هاي كتاب...

              

         

ادامه نوشته

معرفي كتاب

 

روزي عضوي وارد كتابخانه مي شود و از كتابدار مي پرسد: ببخشيد كتاب بهشت و جهنم را داريد؟  

كتابدار شوخ طبع ما در پاسخ مي گويد:  

لطفا براي رويت جهنم ، تابستان و درك بهشت زمستان تشريف بياوريد! 

عضو( متعجبانه): اين تمهيدات و تقسيم بندي به چه مربوط مي شود؟ 

كتابدار: به نبود شبكه گرمايش و سرمايش كتابخانه ها!!! 

البته در مزاح به اين صورت است....

معرفي كتاب

 

داستان دل شنيده اي ، حديث يك نگاه، آغاز يك جرقه، ضرباهنگ تپش قلب، گداختن صورت و رويش جوانه هاي عشق ، آن هنگام كه دل تمنا مي كند ، نگاه در انتظاري سخت مي سوزد، جرقه هاي عشق و اميد زده مي شود ، صداي جرس قلب حكايت از آشوبي دلپذير مي دهد و چهره از اتش تند مي سوزد آن روز....

معرفي كتاب...

 

سفياني كه از ظهور حضرت مهدي(عج) خبردار شده است، سپاهي را به سوي حجاز گسيل مي دارد. آنها روز دوازدهم محرم به مدينه مي رسند . فرمانده اين سپاه از قبيله كلب است كه به او خزيمه مي گويند. چشم چپش نابيناست و روي مردمك چشمش پرده ضخيمي وجود دارد.در مدينه به خانه ابي الحسن اموي ساكن مي شود........

معرفي كتاب...

 

راهب پير دريافت که جان روزبه پيش از اين پرسش ها حقيقت را دريافته است اما ايمان چنين جواني يک زنگ خطر بود. زنگ  خطريکه حکومت ساساني را عليه مسيحيت شوراند يا نسبت به آن بدبين سازد. اما اين ايمان چيزي نيست که بتوان از قلب کسي زدود.

-از که آموخته ايد؟

-از مسيح.

-مسيح؟ کيست؟

-پيامبر خدا.

-مثل زرتشت؟

-پيامبران بسياري از جانب خداوند مأمور هدايت بشر شده اند.

- مثل زرتشت؟

روزبه تکرار کرد تا ايمان خود را به رخ راهب بکشد.

و راهب سکوت کرد اما پس از لحظه اي به چشم هاي منتظر روزبه نگريست و مي گفت: مثل زرتشت.

-مي دانستم، مي دانستم که زرتشت پيامبر خداست. من به او ايمان دارم اما به آنچه که به نام او تعليم داده مي شود، بدبينم.

-من هم به آنچه مسيح گفته مؤمنم، اما به بسيار چيزها که به نام او بيان مي شود ايمان ندارم.

-يعني در دين شما هم اهريمن رخنه کرده است؟؟؟؟؟؟